خرید بک لینک

دکتر شریعتی را دستمایه طنز نکنیم

افراد تحصیل کردهای که در زمان پیش از انقلاب اهل درد و مطالعه بودند به خوبی با ارزشهای دکتر شریعتی آشنا هستند.

دکترشریعتی کسی بود که در دوران سیاه اختناق با سخنرانیها و کتابهایی که از او انتشار یافت توانست قشر وسیعی از جوانان پاک ضمیری که به دنبال دینداری بودند را جذب کند و به طور همزمان در۳ جبهه مبارزهای را آغاز کرد:
۱. رژیم پوسیده پهلوی ۲. مارکسیستهای دو آتشه و التقاطیون مذهبی ۳. متحجرین و انجمن حجتیه

ازهمان زمان کینه دکترشریعتی به دل هر ۳گروه یادشده ماند و در دانشگاهها شاهد تخریب بیامان شخصیت این بزرگوار بودیم. شاید بهترین عامل خلع سلاح ایدئولوژیک مجاهدین خلق و فداییان و……. کتب دکتر شریعتی بود. البته نمیخواهم منکر ارزشمندی سخنرانیها و کتب دیگربزرگان بشوم ولی برقراری ارتباط باجوانان و نفوذ دراندیشه آنها تخصص این جامعهشناس مسلمان برجسته بود.

من فکر میکنم هیچگاه دشمنان دکترشریعتی از مبارزه با او منصرف نشده و اینک پس از سالها گذشت از رحلت این دانشمند گرانمایه بازهم سعی خواهند کرد باتخریب شخصیت و اندیشههای او گذشته محوشده خود را احیا کنند و رنگ ولعابی تازه ببخشند.

آنچه باعث شد به این توضیح واضحات بپردازم حرکتی فراگیر درجهت ساخت جوکهای بیمحتوا با استناد به نام این بزرگوار است.

عدهای ازمردم ما در طنزپردازی ید طولایی دارند و آن را ازنان شب واجبتر میدانند.

مدتی به قوم لر و ترک میپردازند وروزگاری اصفهانی و شیرازی و…… اما آنچه مسلم است خودمخاطبین میدانند که نمک پاشی بین شهری کاری قابل تحمل است (هرچند افراط در آن هم صحیح نیست) ولی اگر روزی فقط درمورد یک قوم هجوم شدید لطیفه و جوک آغازشود آن روز روزی است که باید اندیشید که چه کاسهای زیر این نیم کاسه است……همان طور که در پست قبلی در این خصوص توضیح دادیم

اینک هجوم وسیع درمورد دکترشریعتی و اینکه نام این بزرگوار دستمایه لطیفههای بیمایه و بیمحتوا قرارگرفته نگران کننده است. از دو حالت خارج نیست یا اینکه پشت پرده این کار، فکر و اندیشهای وجود دارد و ستاد فرماندهی تشکیل شده و جوک میسازند و پیامک میدهند و دراین میان اکثریت هم باغفلت و مسامحه دنباله رو این جریان شدهاند یا اینکه بدون هیچ پیشینه فکری و به دنبال یک مزاح فردی این حرکت آغازشده و ادامه یافته است درصورتی که فرضیه اول باشد جای تاسف و حساسیت بیشتری وجود دارد و درغیر این صورت توجه به فرهنگ عمومی ضرورت خود رانشان میدهد.

در هرصورت باید بدانیم که سخنان دکترشریعتی جمله به جمله با فکر و اندیشه بوده و پرمغز و بامعناست ولو اینکه مورد نقد و یا اشتباه باشد.

هموطنان عزیز جا دارد باحرکتی همراه و هماهنگ از اشاعه این طنزهای بیمعنی با دستمایه قرارگرفتن نام کسی که انقلابیون ما او را «معلم شهید» نام نهاده بودند پرهیز کنند.

منبع: خبرآنلاین


جملاتی از دکتر شریعتی:

برادر! ما اکنون، به ظاهر برای کسی بیگاری نمی کنیم، آزاد شده ایم، بردگی برافتاده است!!
اما به بردگی یی بدتر از سرنوشت تو محکوم شده ایم.
اندیشه ما را برده کرده اند. دلمان را به بند کشیده اند و اراده مان را تسلیم کرده اند،و ما را به عبودیتی آزادگونه پرورده اند و با قدرت علم، جامعه شناسی، فرهنگ، هنر، آزادیهای جنسی، آزادی مصرف و عشق به برخورداری و فرد پرستی، از درون و از دل ما، ایمان به هدف، مسئولیت انسانی و اعتقاد به مکتب او را پاک برده اند.
و اکنون برادر، ما در برابر این نظام های حاکم، کوزه های خالی زیبایی شده ایم که هر چه می سازند، می بلعیم !!!

------------------------------------

وقتی در صحنه حق و باطل نیستی وقتی که شاهد عصر خودت و شهید حق و باطل جامعه ات نیستی هرکجا که خواهی باش؛ چه در نماز ایستاده باشی چه به شراب نشسته باشی، هر دو یکی است

------------------------------------

این سه راهی است که در پیش پای هر انسانی گشوده است:پلیدی پاکی پوچی

--------------------------------------

هرگز از دوباره جان گرفتن ابلیس بی جان شده،غافل مباش!
که انقلاب،پس از پیروزی نیز،همواره در خطر انهدام است ،در خطر ضد انقلاب است؛
مارهای سرکوفته،در گرمای فتح و غفلت جشن و غرور قدرت، باز سر بر می دارند،رنگ عوض می کنند
نقاب دوست می زنند ، از درون منفجر می کنند،غاصب همه ی دست آوردهای انقلاب می شوند
و میراث خوار مجاهدان و تعزیه خوان شهیدان !

برچسب: نویسنده: ادریس تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1391 ساعت: 19:41

صفحه بندی